مؤسسه فرهنگی حوراء بانوان استان همدان
اللهم عجل لولیک الفرج
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :حوراء بانوان
نویسندگان
برچسبها
رزق حلال
یک روز ابراهیم کاری کرد که پدر از او خواست از خانه بیرون برود و تا شب برنگردد! او هم تا شب نیامد.
همه ی خانواده ناراحت بودند که ناهار را چه کرده و چه خورده؟ شب که برگشت و با ادب سلام کرد، بلافاصله سؤال کردیم: ناهار چی خوردی؟ ابراهیم گفت: توی کوچه راه میرفتم، دیدم یه پیرزن کلی وسایل خریده و نمیدونه چطور ببره خونه! منم رفتم کمکش کردم. کلی تشکر کرد و به اصرار یه پنج ریالی بهم داد. چون برای اون پول زحمت کشیده بودم، خیالم راحت بود که حلاله و باهاش نون خریدم و خوردم.
شهید ابراهیم هادی، سلام بر ابراهیم، ص 17




نوع مطلب : دفاع مقدس، 
برچسب ها : طریق وصال،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 9 دی 1393





موضوعات
پیوند روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی